پارادوکس خودگردان نوعی تناقض است که در آن یک شی ، شخص یا اطلاعاتی که به گذشته ارسال می شود به یک حلقه بی نهایت منجر می شود که در آن جسم هیچ منشأ قابل تشخیصی ندارد و بدون اینکه ایجاد شود وجود دارد ؛ مثلاً مردی 20 ساله که 21 سال به عقب بر می گردد ، با یک زن ملاقات می کند ، رابطه برقرار می کند و سه ماه بعد بدون آنکه بداند زن باردار است به خانه باز می گردد ، فرزند او بزرگ می شود تا مسافر زمان 20 ساله ای باشد که 21 سال به عقب باز می گردد و با یک زن ملاقات می کند ؛ این مثال نشان می دهد که آینده ، حال و گذشته تعریف نشده و بی معنی ست یا در پارادوکس پدربزرگ به عنوان مثال ، اگر به گذشته سفر کرده و پدربزرگ خود را به قتل رسانده باشید ، هرگز متولد نخواهید شد پس نمی توانید به گذشته سفر کنید یا به عبارتی اگر به گذشته سفر کرده و پدربزرگ خود را به قتل برسانید پس شما وجود نخواهید داشت که پدربزرگ خود را به قتل برسانید ، برای دقیق تر شدن به این مثال فکر کنید شما کارآگاه پلیسی هستید که به صحنه قتل پدربزرگِ مثالِ این نوشته مان رفته اید ، حالا دقت کنید این قتل قبل از آشنایی پدربزرگ قصه با مادربزرگ قصه است ، پس حالا سوال این است شما چه کسی را باید به عنوان قاتل معرفی کنید؟ نوه ای که هیچوقت وجود نداشته؟ و حتی بعد قتل پدربزرگ و اقدام به بازگشت به آینده ، شما چطور در آینده ای پا خواهید گذاشت که در آن وجود ندارید؟ برای درک بهتر این مسئله که آینده ، حال و گذشته تعریف نشده و بی معنی ست به این مثال توجه کنید ، فرض کنید شما در یک کاغذ یک آدمک را در تاریکی مطلق نقاشی می کنید و یک خط از سمت راست آدمک به جهت چپ به منظور مسیر نور می کشید ، همه چیز مشخص است ، منشأ نور ، مسیر نور و جهت نور ؛ حالا کاغذ را دایره
برچسب:
نویسنده: رضا باقریان
تاريخ: سه
شنبه
25 بهمن
1401 ساعت: 16:20